برچسب:
نویسنده: نیکی شاکری
برچسب:
نویسنده: نیکی شاکری
برچسب:
نویسنده: نیکی شاکری
یکماهه که نفیسه اجازه نداده حمید بیاد پیشم خیلی دلم براش تنگ شده وقتیهایی که تو کارخونه میبینمش دلم میخواد بغلش کنم و زار زار گریه کنم دیروز حمید میگفت که اونم خیلی دلش برام تنگ شده ولی گفت تحمل کنم تا وضعیت درست شه البته نفیسه یکم از قبل بهتر شده و دیگه زیاد به پرو بال من نمیچسبه شنیدم حمید باهاش بدجور دعوا کرده و تو دعواهاش به نفیسه گفته اگه یکم دیگه بهم فشار بیاری خودمو میکشم از دستت راحت شم! واسه این حرف حمید میترسم من خیلی دوستش دارم اگه خدای نکرده اتفاقی براش بیوفته من میمیرم.....
برچسب:
نویسنده: نیکی شاکری
دوستانی که توی وبلاگهاون مزاحم دارن لطفا بیان خصوصی بهم پیام بدن البته آدرس بهم بدن چون باید چیزی که از طرف پلیس فتا بهم زنگ زدن و گفتن رو حتما بهتون بگم....یا اگه وبلاگهاتون رو حذف کردید برید تو سایت پلیس فتا و شکایتتون رو اونجا ثبت کنید و یک شماره تلفن بدید بهتون زنگ میزنند
برچسب:
نویسنده: نیکی شاکری
ببخشید که زیاد نمیام به وبلاگم سر بزنم آخه شدیدا مشغول شغل جدیدم که این روزها تازه راه انداختم بعداز کلی بنایی و برق کشی و لوله کشی با کمک حمید کار تاسیس محل کار جدیدم به پایان رسید.....به محض اینکه همه کارها روبه راه بشه و سرم خلوت بشه دوباره میام و مینویسم.....ممنون از همه شما که مدام پیگیر غیبت من هستید
برچسب:
نویسنده: نیکی شاکری
برچسب:
نویسنده: نیکی شاکری
برچسب:
نویسنده: نیکی شاکری